خانبابا مشار
368
مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )
چون كلام اللّه مجيد را تماما از حفظ داشته حافظ تخلص نموده . و معتقدين غيب حضرتش را لسان الغيب خوانده . محققين او را جامع معقول و منقول و حاوى فروع و اصول دانسته . مجلس درس و حوزهء تدريس داشته و در كشف مشكلات كشاف زمخشرى همت گماشته . ظاهرا شرح يا حاشيه بر آن كتاب نگاشته شايد تفسيرى هم تأليف كرده باشد . و سروكار دائمى خواجه بر قرآن كريم پر معلومست و خود مىگويد : ( عشقت رسد بفرياد گر خود بلسان حافظ - قرآن ز بر بخوانى با چارده روايت ) و نيز تتبع و تبحر مولانا در دواوين شعراى عرب و علوم ادبيه كار باشد . اما زندگانى خواجه معين شده كه ساده و مجرد از علايق بوده و بيشتر در صحبت مشايخ عصر و اولياى زمان . . . سر مىنموده صوفى بودن يعنى پشمينهپوش خويش را به اين شعر گفته : ( سرمست در قباى زرافشان چو بگذرى * يك بوسه نذر حافظ پشمينهپوش كن ) ثابت كرده است و به قدر ضرورت كار دنيا از سلاطين آل مظفر مدح مختصرى گفته كه مورد تعرض حسودان نشود . و نيز صاحبان تذكره مىنويسند خواجه در تمام مدت عمر خود يك سفر به يزد نمود . صاحب سبحة المرجان مىنويسد كه در زمان سلطان محمود پادشاه دكن خواجه مهياى رفتن دكن شد اما زاد راه نداشت ميرزا فضل اينجو از شاگردان تفتازانى صدر اعظم شاه دكن اين بشنيد مبلغى زر براى وى فرستاد